|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 3:4 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
باور می کنید " والاحضرت پهلوی " من را به همسرم رساند ؟
تو خارك يه جوري سر حرف رو باز كردم .. گفتم قربان از اين باعچه معروف ديدن كرديد ؟ گفت آره .. ولي من از محصولاتش استفاده نمي كنیم . چون تقريبآ مصنوعي است . ما معمولآ نيازمون رو از پاريس يا لندن تآمین می کنیم !! بعد پرسيد شما مرتب اين جا مي آييد ؟ آهي از ته دل كشيدم و مثل هنرپيشه كه نقش بازي مي كنند ، گفتم .. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 2:28 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی که " ساواکی ها " در آسمان شکنجه شدند !
واقعآ وحشت كرده بودم . خيلي خيلي ترسيده بودم . با خود گفتم عجب غلطي كردم با او به اين سفر اومدم . كساني كه از جاده چالوس مسافرت كرده اند ، مي دانند فاصله كو ها خيلي نزديك به هم هستند . ولي او با خونسردي از لا به لاي اين كوه ها عبور مي كرد . فاصله بال هاي طياره به كوه ، خيلي خيلي كم بود . كوچكترين غفلت سبب برخورد و انفجار مي شد . همش فكر مي كردم ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 23:42 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
فرود در جاده خاكي شهر ّ " بانه "
در دو طرف جاده ، سيل انبوه مسافران و رانندگان عبوري كه احتمالآ مدت طولاني اسير تشريف فرمايي ما شده بودند ، با تعجب به اين غول آهني مي نگريستند . برادران ژاندارم چنان با دقت و وسواس آن ها رو مهار كرده بود ، كه بنده خدا ها حيرت زده فكر مي كردند چه خبر شده است !! به هر حال براي برقراري مجدد رفت و آمد راه ، طياره رو در منتهي عليه جاده نگاه داشتييم ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 5:48 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
ماجرای اصابت موشک به هواپیمای سی - 130 در ارمنستان
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 23:34 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی که تپه ی " چغندر " را با باند فرود اشتباه گرفتیم !
تمام سيستم هاي ارتباطي ما با زمين ناگهان قطع شد . شرايط خيلي خطرناكي بوجود آمده بود . تجسم بفرمائيد در يك كشور اروپايي كه هر دقيقه هواپيمايي در آسمان آن تردد داره ، قطع ارتباط راديويي واقعآ فاجعه است . معمولآ در اين جور مواقع دستورالعمل مشخصي وجود دارد به اين صورت كه ، چون سيستم رادار طياره رو در اسكوپ خود داره ، براي فهماندن به مسئولان رادار ، خلبان در همان ارتفاعي كه قرار دارد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 22:38 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزي كه در " آسمان تبريز " شلاق خورديم !! من ديدم يكي از خانم هاي محجبه و چادري از جاي خود بلند شده است و وحشت زده به زبان آذري با صداي خيلي بلند مي گويد : آي دده ... آي دده ... ابلفضل ..... اولدوخ بيز ... ( مرديم ما ) ... و هي تكرار مي كند ... تو گوشي به لود مستر گفتم : ..... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:46 توسط بهروز مدرسی
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه از تهمت " هواپیما ربایی " رهایی یافتم !
هنوز جي تي سي ( جت توربو سيستم ) كاملآ خاموش نشده بود كه همين افسر ، مثل قرقي پريد تو كابين و خطاب به من گفت : فرار مي كني ها ..؟ هواپيما مي دزدي ..؟ فكر كردي ما خوابيم ...؟ تا اومدم توضيح بدهم .. به سربازان همراهش اشاره كرد كه مرا دستگير نمايند ... در يك چشم بهم زدن مثل يه موش در چنگال آن ها بودم .. من رو كت بسته از طياره بيرون آورده و به اتفاق آن همه سرباز و تفنگچي راهي ساختمان عمليات شديم ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 4:44 توسط بهروز مدرسی
|
|
||