|
بیان ماجراها و خاطرات ايام پرواز وجنگ برگرفته از سايت www.oldpilot.ir/
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 15:11 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حواس پرتی خلبان اوریون باعث سانحه شد ! هواپيما به زمين نزديك و نزديك تر مي شود... دژخيم مرگ در كابين حضور يافته است .. سنگيني سايه حضور دژخيم باعث شده است كروي پروازي هم چنان غرق در افكار خود باشند ... همه چيز براي سانحه آماده است .. افكار پريشان چنان در مغز خدمه چنگ انداخته است كه همگي طلسم فكر خويش گشته اند ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:25 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آقای وزیر : برای مدیران کارشکن درصنعت هواپیمایی اسپند دود کنید ! ماجرای خون دل خوردن های جوانی که می خواست نمایش هوایی برگزار نماید !! ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 15:19 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باد شدید هواپیما را از جا کند ! با ناراحتي خطاب به حسين گفتم ديدي بدبخت شديم ..؟ فردا جواب تهران رو چي بديم ..؟ گفت چطور مگه ..؟ بهش گفتم كه يك هواپيما كله نموده است .. به طوري كه سرباز نگهبان از وحشت رگبار گلوله شليك نموده است .. !! به حسين توضيح دادم كه وقتي از پرواز امديم .. ديدم همه هواپيماها مهار شده اند .. اما يادم نبود بگم بچه هاي خط هواپيماي ما رو هم ببندند .. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 15:16 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:9 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:6 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با وجود دستگيري هواپيما ربا ، سي - ۱۳۰ ربوده شد !! با صادق كه در اين باره صحبت مي كردم ، مي گفت اگه يه هواپيما ربا بياد تو كابين و پشت سرم اسلحه بگيره .. خيلي آروم مي گم دادش جوون مادرت سلاح ات رو غلاف كن .. هر جا بگي مي برمت .. بعد اگه يارو بگه .. بغداد ... اسراييل .. تركيه .. بهش مي گم عمو مگه بي كاري كه مي خواي اين جاها بري ؟ بگو فرانسه ... !! امريكا ... !! ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 14:57 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خاطرات 36 سال پيش در آمريكا ! .. استاد آمريكايي در حالي كه روي تخته سياه مشغول نگارش در باره درس مربوطه بود ، ناگهان ديدم شليكي مرگبار رها نمود .. من كه از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم ، منتظر بودم استاد عذر خواهي نموده و يك جوري عمل زشت خود را توجيه نمايد . اما تعجبم در حالي بيشتر شد كه اصلآ به روي مبارك خويش نياورده و همچنان مشغول درس دادن شد ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 14:52 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:47 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پروازی با ساواکی ها برای زیارت شاه و فرح وقتي به نزديكي هاي حرم رسيدم .. ديدم قسمتي از خيابون كه مشرف به حرم است .. بسته شده است . راننده تاكسي زير لب قري زده و گفت نمي دونم باز چه خبر شده است كه حرم را دارن قرق مي كنند . و سپس خودش در ادامه افزود شنيدم امشب علياحضرت براي زيارت به مشهد تشريف مي آورند ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 14:38 توسط بهروز مدرسی
|
|
|||||
|
|||||